محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
395
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
زندگى كنند تلخ مىكردهاند بيرون مىراندهايم . و تجربه براى ما آشكار ساخته كه اين اندلسيان فرزندان كسانى هستند كه در گذشته عليه ما قيام مىكردهاند و اكابر مملكت ما را مىكشتهاند و كشيشان و راهبانى را كه در ميان آنها مىزيستهاند مىكشتهاند و گوشت تنشان را مىكندهاند و اعضايشان از يكديگر جدا مىكردهاند و آنان را به انواع عذاب معذب مىساختهاند و هرگز از عمل خود توبه ننمودهاند و به مسيحيت از دل و جان نگرويدهاند و از آنهمه پند و اندرز سودى نبردهاند حتى بسيارى از ايشان را در آتش سوزانيديم تا مگر از كيش خود ، كيش مسلمين بازگردند فايدتى نبخشيد . اكنون معلوم مىشود در نهان با سلطان عثمانى در رابطهاند و از او عليه ما يارى مىجويند حتى براى من روشن است كه ميان ايشان مراسلات اسلامى و معاملات دينى برقرار است و من از اخبار صحيحى كه به من داده شده بر آنچه مىگويم يقين دارم . مع هذا در اين مدت يك تن از ايشان نيامد كه ما را از توطئه خبردار كند و حال آنكه سالهاست كه اين روابط برقرار است . معلوم مىشود كه همه داراى يك راى واحد هستند و از يك دين واحد پيروى مىكنند و نيتشان واحد است . به اين نتيجه رسيدم كه خردمندان و متدينين را از كشيشان و راهبان و بطريقان به اينجا دعوت كنم و با ايشان به مشورت پردازم كه چه بايد كرد وقتى كه نگهداشتن آنها در اين سرزمين سبب فسادى بزرگ مىگردد و براى سلطنت ما وحشتى شديد آفريدهاند . جز اينكه ريشه فساد را بركنيم و آنان را از ميان خود بيرون برانيم . اگر چنين كنيم مىتوانيم اميد داشته باشيم كه زندگى به كام رعاياى مسيحى ما كه فرمانبردار اوامر ما و دين ما هستند شيرين و گوارا خواهد شد . چون اينان نيز مسلمانند بهتر است به ميان مسلمانانشان بيفكنيم . بنگر ، خداوند ترا رحمت كناد كه اين دشمن دين چگونه شهادت مىدهد كه آنها مسلماناند و اعتراف مىكند كه نتوانسته است دين اسلام را از دلهايشان بزدايد و با آنكه در آتش سوخته مىشوند دست از اعتقاد اسلامى خود برنداشتهاند . سپس از روى عناد آنان را وصف مىكند كه در چهره آنان نشانههاى مسلمانى ديده ، كدام نشانه گوياتر از پايدارى ايشان براى دين حق و يارى خواستن ايشان از پادشاه مسلمان يعنى امير المسلمين